داستان کوتاه و خواندنی خودکشی

0 52

 

خودکشی

 

پریدم پایین فهمیدم…
زوج خوشبخت طبقه 10 رو دیدم که باهم زد و خورد می کردن.
“پیتر” محکم و قوی رو توی طبقه 9 دیدم که داره گریه می کنه.
طبقه 7، “دن” قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره.
طبقه 6، “هنگ” بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه.
طبقه 4 “رز” دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه.

طبقه 2، “لیلی” هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه.

قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم.

الان فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره، آدمایی که دیدم الان دارن به من نگاه می کنن .فکر کنم الان که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.