حکایت آموزنده ضرر بازرگان

حکایت آموزنده ضرر بازرگان

 

ضرر بازرگان

 

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.
پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.
گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟

گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

مگوی انده خویش با مردمان
که لاحول گویند شادی کنان

حکایتی از سعدی شیرازی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.