داستان کوتاه گفت و گوی نابینا و ماه

0 45

 

گفت و گوی نابینا و ماه

 

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم .
ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني .
نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم .
ماه گفت : چرا ؟
نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.