پلنگ رها شده توسط مادرش با یک انسان و یه سگ روتوایلر بزرگ میشود!!!+عکس

0 60

لونا یه پانتر دوست داشتنیه که توی باغ وحش سیبری به دنیا اومده به دلایلی نامعلوم، مادرش کاملا او را رد کرد و از دادن شیر و مراقبت به او خودداری کرد.

 

شانس لونا برای زنده ماندن بسیار کم بود، اما خوشبختانه، زنی شگفت‌انگیز برای نجات به ﺁنجا ﺁمد. ﺁن زن با پرورش گربه‌های بزرگ تجربه داشت و تصمیم گرفت به لونا کمک کند که زنده بماند و از او مراقبت کند و رژیم غذایی پر از ویتامین‌هایی را که شدیدا به ﺁن‌ها نیاز داشت، به او بدهد.
به زودی ، این زن به لونا وابسته شد و تصمیم گرفت او را از باغ وحش بخرد – اما فقط به این دلیل که می دانست می تواند زندگی لونا و مورد نیاز لونا را بدهد.
به زودی ، لونا بخشی از خانواده شد. او با سگ این زن به نام ونزا روبرو شد. پس از یک فرآیند طولانی در معرفی آنها و اطمینان از کنار آمدن ، دوستی زیبایی شکوفا شد.
آنها جدایی ناپذیر هستند ، همیشه با هم هستند: بازی کردن ، دویدن ، و کاوش در جهان اطراف خود. آنها بهترین دوستان هستند و با هم کاملاً شایان ستایش به نظر می رسند!

 

لونا توسط مادرش رد شد پس باید توسط یک انسان مراقبت میشد.

 

خوشبختانه ، این زن او را پیدا کرد و او را پذیرفت. او تجربه پرورش گربه های بزرگ را داشت ، بنابراین یک مسابقه عالی بود

لونا برای جبران کمبود شیر مجبور به دریافت ویتامین ها و رژیم غذایی خاصی شد.

اگر می خواهید درباره داستان لونا اطلاعات بیشتری کسب کنید ، می توانید فیلم ها را در YouTube یا TikTok ببینید ، جایی که می توانید ببینید او بزرگ شده و به یک پلنگ سیاه سالم تبدیل شده است. با این حال ، فیلم ها به زبان روسی هستند. فیلم ها هنوز هم بسیار سرگرم کننده هستند و دیدن بازی لونا و ونزا با هم بسیار زیباست!

 

به زودی لونا با خانه و خانواده جدیدش سازگار شد.
با تشکر از زن شگفت انگیز که زندگی لونا را نجات داد.

لطفا توجه داشته باشید که زنی که لونا را به خانه برد تجربه دارد و می داند چگونه از چنین حیواناتی مراقبت کند. او می داند که لونا چه رژیمی می خورد ، چه نوع ویتامین ها و ورزش هایی را باید داشته باشد.
زن می داند که چگونه از پلنگ  مراقبت کند. بنابراین می توانید مطمئن باشید که لونا در دستان ایمن و توانمندی است! و همیشه به خاطر داشته باشید که هنگام گرفتن حیوان مسئولیت پذیر باشید. اطمینان حاصل کنید که می توانید از آن مراقبت کرده و تمام عشق ، مراقبت و توجه لازم را به او بدهید و از پس هزینه حیوان برآیید.

 

او چنان به لونا وابسته شد که او را از باغ وحش خرید. اما فقط به این دلیل که او تجربه و دانش لازم برای پرورش چنین حیوانی را دارد

اما لونا با دوست خانواده‌اش، روتوایلر به نام ونزا، ﺁشنا نشده بود.

 

ﺁنها با کندی شروع به معرفی کردن ﺁنها بهم کردند.

 

و خیلی زود ﺁنها بهترین دوستان همدیگشدند.

 

آنها جدا نیستند ، با هم بازی می کنند ، می دوند و سفر می کنند.

 

لونا الان بزرگ شده و یه پلنگ زیبا و سالم با یه چهره بداخلاق و یه شخصیت دوست داشتنیه
نظر شما در مورد داستان لونا و دوستی شگفت انگیز او با ونزا چیست؟ آیا داستان شخصی برای نجات حیوانات دارید که بخواهید آنها را به اشتراک بگذارید؟ در توضیحات زیر به ما بگویید و همیشه به یاد داشته باشید که به افراد نیازمند کمک کرده و همه حیوانات را دوست داریم!

 

 

منبع: boredpanda

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.