ده کودک ربوده شده که از مرگ نجات یافتند!!+عکس

0 66

کودکان اعضای باارزش و ارزشمند جامعه هستند.

 

آنها نمایانگر معصومیتی هستند که فقط کودکی می تواند از آن برخوردار باشد. متأسفانه ، آنها اغلب بیش از حد هدف بیمارترین شکارچیان هستند. این لیست متشکل از کودکانی است که توسط افراد غریبه ربوده و اسیر می شوند اما در نهایت زنده پیدا می شوند. هشدار: ممکن است برخی از افراد متن این لیست را بیش از حد گرافیکی بدانند.

 

1_الیزابت شواف

اسارت:10روز

الیزابت شوف ۱۴ ساله پس از ترک اتوبوس مدرسه در ۶ سپتامبر ۲۰۰۶ ربوده شد. رباینده اش، وینسون فیلیاو، او را از میان جنگل به یک پناهگاه ۱۵ فوتی در نزدیکی خانه تریلر خود برد. در ﺁنجا او را نگه داشت و هر روز چندین بار به او تجاوز کرد. فیلیوا مکررا به شوف گفته بود که او خواهد مرد و هر گاه که او را ترک کند، مواد منفجره را دور گردنش قرار خواهد داد.

با وجود این، الیزابت با او در مورد علایق خود صحبت کرد و فیلیا او را به چشم فردی می‌دید که می‌توانست به او اعتماد کند، نه اسیر. در نهایت، فیلیا عاشق الیزابت شد و معتقد بود که با هم زندگی خواهند کرد.

پس از ده روز اسارت، فیلیا به الیزابت اجازه داد تا موبایلش را برای بازی قرض بگیرد. با این حال، الیزابت از تلفن همراه استفاده کرد تا با مادرش تماس بگیرد. او با پلیس تماس گرفت.

نیروی انتظامی از برج های مخابراتی برای پیدا کردن پناهگاه استفاده کرده هنگامی که فیلیاو در تلویزیون دید که پلیس در جستجوی او است، الیزابت به او گفت که فرار کند و وقتی که او این کار را کرد، او توانست ﺁنجا را ترک کند و فریاد زد و فریاد زد تا زمانی که او را پیدا کردند. فیلیوا در ۵ مایلی ﺁنجا دستگیر شد و یک تسبیح، تفنگ ساچمه ای و یک چاقو داشت.

فیلیو به ﺁدم ربایی، داشتن یک بمب ﺁتش زا، جعل هویت یک افسر پلیس (هنگام ربودن الیزابت)، و ده فقره رفتار جنسی مجرمانه اعتراف کرد و در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۷ به ۴۲۱ سال زندان محکوم شد.

 

2_شستا گرون

اسارت:7هفته
در 16 مه 2005 ، اجرای قانون آیداهو اجساد برندا گروئن ، 40 ساله ، نامزدش مارک مک کنزی و پسرش ، اسلید گروین ، 13 ساله را در خانه خود کشف کرد. این سه نفر به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بودند و مقامات اظهار داشتند که دو نفر از فرزندان برندا ، دیلن ، 9 ساله و شستا ، 8 ساله مفقود شده اند.
مقامات Amber Alert را صادر کردند و FBI جستجوی گسترده ای را انجام داد ، که به هیچ وجه منجر به هیچ نتیجه محکمی برای 7 هفته نشد. در ساعات اولیه 2 ژوئیه ، چهار نفر در Denny’s ، Shasta Groene را از گزارش رسانه ها شناسایی کردند و با پلیس تماس گرفتند.
پلیس دانکن را دستگیر کرد و شاستا را با خانواده اش پیوند داد. مقامات اعتقاد نداشتند كه آنها فرزند دیگر ، دیلن را زنده می یابند و از مردم راهنمایی می خواستند ، خصوصاً در مورد مشاهده اتومبیلی كه دانكن در طی 7 هفته آدم ربایی رانندگی می كرد.
بر اساس نکات ارائه شده ، مقامات جسد دیلن گروئن را در یک اردوگاه دور افتاده در 4 ژوئیه 2005 پیدا کردند.
بیشتر ﺁنچه که در مورد جنایت های دانکن علیه خانواده گروئن شناخته شده است از مصاحبه با تنها بازمانده شاستا می ﺁید. شاستا اظهار داشت که دانکن مادر، برادر، و نامزد مادرش را کشته و سپس او و دیلن را در جیپ دزدیده شده اش برده است.
در هفت هفته بعد دانکن کودکان را به اردوگاه‌های مختلف برد، جایی که مرتبا ﺁنان را ﺁزار می‌داد. دیلان یه زمانی کشته شد.
دانکن در نهایت به چندین مورد قتل، ﺁدم ربایی و تجاوز جنسی اعتراف کرد و به ۹ حبس ابد و ۳ حکم اعدام محکوم شد. دانکن همچنین به قتل ﺁنتونی مارتینز ۹ ساله در سال ۱۹۹۷ اعتراف می‌کند که در کالیفرنیا به حبس ابد محکوم شده است.
همچنین قتل سامجو وایت، ۱۱ ساله و کارمن کوبیاس ۹ ساله در سال ۱۹۹۶ به قتل رسید.

 

3_سابین داردن

اسارت:80روز

مارک دوتروکس سابین داردن ۱۲ ساله را که در ۲۸ مه ۱۹۹۶ با دوچرخه به مدرسه می رفت، ربود. سپس او را به گردن در زیرزمین سیاه‌چال‌اش زنجیر می‌کرد، نیمه گرسنگی می‌کشید و مکررا به او تجاوز می‌کرد.

با وجود این که داردن او را متقاعد کرده بود که او را از دست مردانی که پس از این که والدینش نتوانستند باج او را پرداخت کنند، نجات داده است، همچنان پریشان و پریشان بود و با پرسش و درخواست، او را به حیرت واداشت.

دوتروکس پس از هفته ها شکایت در مورد خستگی و تنهایی، لیتیتیا دلهیتز ۱۴ ساله را در ۹ اوت ربوده بود. این بار در ۱۳ اوت ۱۹۹۶ دیده و دستگیر شد و پلیس را در ۱۵ اوت به سمت دختران هدایت کرد.

پس از نجات داتروکس مشخص شد که او مسئول ربودن، اسارت و مرگ دو کودک ۸ ساله و دو نوجوان بوده است. اشتباهات قانونی و ﺁئینکاری منجر به اختلاف هشت ساله بین بازداشت و محاکمه دوتروکس شد.

در جریان محاکمۀ سال ۲۰۰۴، شرکت دوتروکس ادعا کرد که عضو یک حلقه بچه باز در سطح کشور بوده است که شهروندان قدرتمند بلژیک در ﺁن دست داشتند.

شهادت داردن و دلهز عامل مهمی در محکومیت و حبس ابد او به جرم ربودن و تجاوز به شش دختر و قتل چهار تن از ﺁنان بود.

سابین دردن به مدت ۸ سال سکوت کرده بود و در سال ۲۰۰۴ یادداشتی با عنوان “دوازده ساله بودم، دوچرخه سواری کردم و مدرسه را ترک کردم.” (عنوان زبان انگلیسی “انتخاب می کنم زندگی کنم”).

این کتاب به ۲۲ زبان ترجمه شده است و در اروپا و انگلستان به پرفروش ترین کتاب تبدیل شده است. تا سال ۲۰۰۶، داردن در بروکسل یک کار دفتری دارد و به دنبال یک افسر پلیس است، نه به دلیل ربودن او بلکه به این دلیل که پدرش یک افسر پلیس بوده است.

 

4_الیزابت هوشمند

اسارت:9ماه

در ساعات اولیه بامداد ۵ ژوئن ۲۰۰۲، الیزابت اسمارت ۱۴ ساله، در حالی که به زور وارد خانه‌اش شده بود، از خواب بیدار شد و به مقبره‌ای به نام دیوید میچل برده شد. ماری کاترین، خواهرش که در اتاق بود، وانمود می کرد که خوابیده، در حالی که ربوده شدن را تماشا می کرد.

مقامات معتقدند که مریم کاترین بیش از دو ساعت در ترس پنهان شده بود قبل از اینکه به والدینش خبر بدهد. ﺁن روز صبح، ﺁغاز یک جستجوی گسترده و اشباع رسانه ای بود که نه ماه به طول می انجامید.

اسمارت بعدا شهادت می داد که بعد از اینکه میچل در ۵ ژوئن او را از خانه‌اش بیرون ﺁورد، ﺁنها چند ساعت در میان جنگل قدم زدند و به سمت کمپ او رفتند. پس از ﺁن که زن وی، واندا بارزی، پاهای خود را تمیز کرد، میچل وارد چادر شد و مراسم ازدواج را برگزار کرد.

در طی نه ماه اسارت الیزابت، میچل به اسمارت تجاوز می‌کرد، او را مجبور می‌کرد تا فیلم‌های پورنو تماشا کند، الکل و ماری‌جوانا مصرف می‌کرد.

با وجود اینکه پلیس ماری کاترین را به عنوان شاهد در نظر گرفته بود، اما به این دلیل که چهرۀ میچل را خوب نمی‌دید، چندان به او کمک نمی‌کرد. پلیس سرانجام با ریچارد ریچی که به جرم اقدام به قتل یک افسر پلیس به عنوان مظنون اصلی ﺁنها در حال ﺁزادی مشروط بود، برخورد کرد.

در ماه اکتبر، مریم کاترین متوجه شد که صدای ﺁدم‌ربا، صدای مرد بی‌خانمان‌ای است که خانواده‌اش یک بار استخدام کرده بود، “امانوئل”. اما پلیس این موضوع را قابل اطمینان نمی‌دانست، زیرا مریم کاترین تنها یک بار در سال پیش با امانوئل ملاقات کرده بود. خانواده جان والش، طراح چهره “امانوئل” را برای کشیدن چهره “امانوئل” استخدام کرده بود و در ۱۵ فوریه ۲۰۰۳، جان والش طرح سریال تحت تعقیب ﺁمریکا را به نمایش گذاشت.

در روز ۱۲ مارس، یک دیده بان ﺁماده باش از AMW پس از ملاقات میچل با دو همراه زن دیگر، اسمارت و بارزی، با پلیس تماس گرفت. میچل و بارزی متهم به ﺁدم ربایی شدید, تجاوز جنسی شدید و سرقت شدید, شدند, اما هر دو از نظر روانی برای محاکمه ناتوان به نظر می رسیدند.

در سال ۲۰۰۹، بارزی با صلاحیت، مجرم شناخته شد و به ۱۵ سال زندان محکوم شد. میچل در سال ۲۰۱۰ با صلاحیت تشخیص داده شد, گناهکار شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد.

خانواده اسمارت کتابی با عنوان “ﺁوردن الیزابت هوم: سفر امید و ایمان” در مورد مصیبت ﺁنان در اکتبر ۲۰۰۳. الیزابت در حال حاضر دانشجوی رشته موسیقی در دانشگاه بریگم یانگ است.

او بنیاد الیزابت اسمارت را تاسیس کرد و اخیرا قراردادی را امضا کرد تا به عنوان یکی از شرکت کنندگان در شبکه خبری ای بی سی تبدیل شود.

 

5_فلورانس سالی هورنر

اسارت:21ماه

در ۱۵ ژوئن ۱۹۴۸، فرانک لاسال یک مکانیک فلورنس سالی هورنر ۱۱ ساله را در حال دزدیدن یک دفترچه ۵ سنتی گرفت (که او برای پیوستن به یک باشگاه در مدرسه انجام داد)، او را متوقف کرد و گفت: “من یک مامور اف بی ﺁی هستم. شما بازداشت هستید.”

او تهدید کرد که اگر با او همکاری نکند او را به مدرسه اصلاحات خواهد فرستاد. بعد هورنر رو دزدید، از ایالات متحده سفر میکرد و از تهدیدها استفاده میکرد تا باهاش سکس کنه او به عنوان مکانیک خودرو استخدام شد و به عنوان پدر فلورانس به کار مشغول شد و او را در چندین مدرسه ثبت نام کرد.

در ۲۱ مارس ۱۹۵۰، هورنر به خواهرش زنگ زد در حالی که لاسال در حال خرید بود و از او خواست که اف بی ﺁی را بفرستد.

بعد از اون عصر، لا سال به جرم حمل و نقل یه دختر از خطوط دولتی برای مقاصد غیراخلاقی دستگیر شد لا سال ادعا کرد که پدر فلورانس بوده ولی اف بی ﺁی فهمید که پدرش هفت سال پیش مرده فرانک لاسال، مجرم شناخته شد و کمتر از دو هفته پس از دستگیری به ۳۰ تا ۳۵ سال زندان محکوم شد.

در 20 آگوست سال 1952 ، فلورانس سالی هورنر 15 ساله در تصادف در یک بزرگراه کشته شد وقتی اتومبیلی که وی در آن بود ، به یک کامیون پارک شده برخورد کرد.

 

6_شاون هورنبک

اسارت:4سال و 3ماه

در ۶ اکتبر ۲۰۰۲ شان هورن بک ۱۱ ساله در حالی که سوار بر دوچرخه به خانه یکی از دوستانش می رفت با تهدید اسلحه ربوده شد. مایکل دولین هورن بک رو به ﺁپارتمانش برد، فقط یه ساعت از خونه هورن بک فاصله داشت بعد از یک ماه که هورن بک رو به فوتونش متصل کرده بود و دائما مورد سوء استفاده جنسی قرار می گرفت، وحشت می کرد و شکنجه اش می داد، دولین هورن بک رو به جنگل برد و شروع کرد به خفه کردن اون.

فقط بعد از این بود که هورن بک قول داد هیچ کاری نکنه تا فرار کنه یا هویتش رو فاش کنه که دولین اجازه داد زنده بمونه در اواخر سال ۲۰۰۶، دولین شروع به جستجوی یک پسر جوان کرد. در ۸ ژانویه ۲۰۰۷ دولین به بن اونبی ۱۳ ساله هنگامی که از مدرسه به خانه می رفت نزدیک شد و او را با زور اسلحه ربودند.

دولین هر روز چهار بار به بن اونبی حمله می کرد در روز ۱۲ ژانویه، پلیس متوجه یک کامیون سفید در مجتمع ﺁپارتمانی شد که یکی از شاهدان ربوده شده ﺁپارتمان دولین را شرح داده، جستجو کرده و هر دو پسر را پیدا کرده است.

دولین دستگیر شد و هر دو پسر بلافاصله به خانواده‌شان پیوستند. دولین در سال ۲۰۰۷ به ۸۰ مورد اتهام و اقرار به جرم متهم شد. یک ﺁدم ربایی، یک اقدام جنایتکارانه مسلحانه، و هفده مورد لواط اجباری به بن اونبی، با ۶۲ اتهام باقیمانده به اقدام مسلحانه، ﺁدم ربایی، لواط اجباری، و تلاش برای قتل در رابطه با شاو هورن بک دولین در حال گذراندن ۳ حبس ابد و ۱۷۰ سال دیگر در زندان است. در ۹ ﺁوریل ۲۰۱۱، زندانی که از ماهیت جنایات دولین خشمگین بود، چند بار دولین را با دو پیکهٔ یخ به ضرب چاقو زد. دولین در بیمارستان درمان شد و به زندان بازگشت.

والدین بن اونبی می گویند که او به خوبی با زندگی در خانه سازگار است و آنها تصمیم گرفته اند که پس بدهند و درگیر سازمان هایی شوند که از خانواده هایی که فرزندانشان ربوده شده اند حمایت می کنند.

 

7_استیون استاینر

 

اسارت:7سال و 3ماه

استیون استاینر هفت ساله در حین پیاده روی از مدرسه در ۴ دسامبر ۱۹۷۲ در خانه‌اش، گول خورد تا سوارکاری اروین ادوارد مورفی شود. این ماشین توسط کنت پارنل، یک متخلف جنسی محکوم شده که مورفی ساده لوح رو متقاعد کرده بود که یه بچه رو بدزده تا برای اهداف مذهبی بزرگش کنه اون هفته پارنل بهش گفت که اون تحت سرپرستی قانونی بوده و از حالا به بعد استیون دنیس پارنل نامیده میشه استیون گفت که پارنل در نهایت ۷۰۰ بار به او تجاوز جنسی خواهد کرد؛

پارنل گفت که تعداد واقعی خیلی بیشتر بود طی هفت سال ﺁینده، استیون ۱۲ بار به مدرسه می‌رفت (که والدین استیون پوستر گمشده‌شان را به مدرسه فرستاده بودند) و در مدرسه ابتدایی شروع به نوشیدن الکل می‌کردند.

در حالی که استیون وارد سن بلوغ شد، پارنل شروع به جستجوی یک کودک کوچکتر برای ربودن کرد. پارنل به دوست استیون رندال مواد و پول داد تا کمکش کنه و در ۱۴ فوریه ۱۹۸۰، تیمی وایت ۵ رو دزدیدن استیون می‌دانست که نمی‌تواند به تیمی اجازه دهد که رنج بکشد. در حالی که پارنل در شیفت شب به سر می برد، استیون و تیمی در ۱ مارس ۱۹۸۰ سوار بر اتومبیل شدند و به پاسگاه پلیس رفتند.

فردای ﺁن روز، پارنل به اتهام دو فقره ﺁدم ربایی دستگیر شد. دادستان ها تصمیم گرفتند که پارنل را به هیچ یک از حملات جنسی به استیون متهم نکنند، با این باور که ﺁنها از استیون در زمانی که لکه ننگی در برابر سوء استفاده جنسی مرد ها وجود داشت، محافظت می کردند.

پارنل به جرم ﺁدم ربایی مجرم شناخته شد و به هفت سال زندان محکوم شد. بعد از ۵ سال زندان ﺁزاد شد رندال و مورفی، همدستان پارنل، هر کدام به اتهامات کمتر محکوم شدند.

در پی پروندۀ استینر، قانونگذار مجلس کالیفرنیا قوانینی را تغییر داد که به موجب ﺁن، محکومیتهای پشت سر هم برای موارد ﺁدم ربایی صادر می شود. در سال ۱۹۹۱ کتاب “من می دانم نام من استیون است” منتشر شد که شامل مصاحبه با استیون و پارنل بود. در ۲۸ اوت ۲۰۱۰، مجسمه‌ای از استیون و تیمی در بوستانی در شهر استیون نصب شد.

استیون با وجود مشکلات اولیه‌ای که در انتقال به خانه‌ای عاری از مصرف الکل و سوءاستفاده وجود داشت، مرد خوبی بود که به طور مرتب در مورد حفاظت از کودکان با او صحبت می‌کرد. او در سال ۱۹۸۵ ازدواج کرد و دو فرزند داشت.
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۹، استیون ۲۴ ساله پس از برخورد موتورسیکلت با ترافیک فوت کرد. بیش از ۵۰۰ نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند و تیمی وایت ۱۴ ساله در حمل تابوت او کمک کرد.
پس از بازگشت تیمی وایت به خانه، او در مورد دوران خوبی که با استیون داشته صحبت کرد و گفت که استیون با او بازی کرده و کتاب های کمیک برایش خوانده است. تیمی وایت معاون کلانتر لس ﺁنجلس شد، ازدواج کرد و دو فرزند داشت. او در ۱ ﺁوریل ۲۰۱۰ در یک ﺁمبولی ریوی درگذشت. اون ۳۵ سالش بود.
در ۳ ژانویه ۲۰۰۳، کنت پارنل، که در ﺁن زمان مردی ۷۲ ساله در الهیث بود، پس از متقاعد کردن سرپرست خود برای خرید یک پسر ۴ ساله برای او بازداشت شد. در سال ۲۰۰۴، او به دلیل تلاش برای خرید یک کودک و تلاش برای ﺁزار و اذیت کودکان، با موفقیت محکوم و به ۲۴ سال زندان محکوم شد. پارنل در ۲۱ ژانویه ۲۰۰۸ در زندان فوت کرد.

 

 

8_ناتاشا کامپوش

اسارت:8سال و 5 ماه

ناتاشا کامپوش ۱۰ ساله در ۲ مارس ۱۹۹۸ در حال رفتن به مدرسه بود، هنگامی که ولفگانگ پریکلوپیل ربوده و او را به پشت ون انداخت. یک جستجوی گسترده از سوی پلیس با چهره دختر جوان که در تلویزیون های سراسر کشور به نمایش درﺁمده بود، صورت گرفت.
در طی هشت سال ﺁینده، کامپوچ در زیر گاراژ پریکلوپیل، زیر یک انباری کوچک و بدون پنجره نگهداری می‌شد و به تدریج طی سال‌ها ﺁزاد می‌شد. کامپوس گفت که در ابتدای اسارت او پریکلوپیل زیبا بود.
با این حال، خیلی زود مورد ﺁزار جنسی و خشونت قرار گرفت. او تا ۲۰۰ بار در هفته او را کتک می‌زد، و گهگاه چنان وحشیانه او را کتک می‌زد که استخوان‌هایش پاره می‌شد. به او گفته شد که “سرورم” باشد و مجبور شد موهای خود را بتراشد و به عنوان خدمتکار کار کند.
این سوء استفاده ها به قدری شدید بود که کمپوس سه بار سعی کرد خودکشی کنه کمپوس در ۲۳ اوت ۲۰۰۶، اتومبیل پریکلوپیل را جارو می‌کشید. او از تلفنی که با او تماس گرفته بود، منحرف شد. کمپوش ۱۸ ساله، موقعیت خود را دید و فرار کرد. اون با یه ﺁزمایش دی ان ای و زخم شناسایی شد یک هفته پس از فرار، رباینده او در جلوی قطار پرید.
در ۱۸ سالگی، او تنها ۱۰۶ پوند وزن داشت، تقریبا مثل زمانی که ربوده شد، و فقط ۶ اینچ رشد کرده بود.پوستش هم سفید گچ بود، چشمانش به شدت به نور حساس بود، و مشخص شد که از بیماری قلبی رنج می‌برد.او یک بار در هفته‌ای که یافت می‌شد، والدینش را ملاقات می‌کرد
.پلیس پیشنهاد کرده است که زندگی کامپوس با خانواده اش قبل از این که ربوده شود، زندگی شاد نبوده است.در ۱ ژوئن ۲۰۰۸، او مجری برنامه تلویزیونی خود در اتریش، ناتاشا کامپوس مایتس شد… به دلیل حملات شدید مردم و اضطراب، او ترجیح داده است که بیشتر وقت خود را در خانه بگذراند.
در سال ۲۰۱۰، او زندگینامه خود را به نام “۳,۰۹۶ روز” منتشر کرد. او صاحب خانه ای است که در ﺁن زندانی بود و ادعا می کند مالک دیگری است که از تبدیل ﺁن به موزه وحشت زده خودداری می کند.کامپوس گفته که اون به پریکلوپیل ترحم میکنه.
او در کتاب خود توضیح می دهد که سندرم استکهلم ندارد، اما برای خود انتخاب می کند که رابطه پیچیده ای را که با “مجرمی” که او را زندانی کرده است، بررسی کند.

 

9_فوساکو سانو

اسارت:9سال و 2ماه

فوساکو سانو ۹ ساله بود که در ۱۳ نوامبر ۱۹۹۰ در حالی که مشغول تماشای یک بازی بیس بال مدرسه بود، توسط نوبویوکی ساتو (عکس‌برداری شده) ربوده شد. پلیس یک جستجوی بزرگ انجام داد، اما موفق به یافتن او نشد. اون نزدیک تر از اون چیزی بود که همه میدونستن… که توی یه ﺁپارتمان ۲۰۰ متری از اداره پلیس مخفی شده بود.
ﺁدم ربائی که بیمار روانی بود، او را به ﺁپارتمانی برد که با مادر پیرش در ﺁن شریک بود و فوساکو سانو را در طبقه بالا زندانی کرد.مادرش ادعا کرده بود که هرگز فکر نمی کنه که اسیری داشته… با وجود رفتار خشنی که هر وقت سعی میکرد بره بالا.
در ماه های اول، ساتو دختر جوان را بسته نگه داشت.ربایندۀ زن، لباس های خود را با او در میان گذاشت، موهایش را کوتاه نمود، و هر روز سه بار به او غذا می داد.
او بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن به رادیو کرد و تنها توانست به طور نامحدود حمام کند.ساتو در طی نه سال با او، او را با اسلحه‌ای سنگین تنبیه می‌کرد، او را با چاقو تهدید می‌کرد و کتک می‌زد.
در ابتدا سانو خیلی ترسیده بود که سعی کنه فرار کنه اما در نهایت انرژی رو از دست داد و سرنوشتش رو پذیرفتپس از تماس های متعدد مادر سالمند این فرد با وی در مورد رفتار خشونت ﺁمیز، مسئولین در ۲۸ ژانویه ۲۰۰۰ از وی بازدید کردند.
سانو که با ﺁن مرد بود، به پلیس نزدیک شد و خود را فساکو سانو معرفی کرد که اکنون نوزده ساله است.نوبویوکی ساتو و فوساکو سانو هر دو در بیمارستان بستری شدند، او برای معاینه روانپزشکی و او برای خستگی و کم ﺁبی.
ساتو به جرم ﺁدم ربایی در ۱۰ فوریه ۲۰۰۰ دستگیر شد.تا سال ۲۰۰۲، او به این اتهامات اعتراف کرده و به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود.
هر چند که خیلی لاغر ، به سختی از ضعف ها و یرقان از فقدان نور خورشید رنج ببرد ، اما سانو در غیر این صورت سالم بود.
پس از درمان اولیه برای فرسودگی و کم ابی ، دوباره به خانواده پیاش می پردازم. از زمان نجات او ، سلامتی او بهبود یافته است ، اما گفته می شود که او ذهن یک کودک را دارد و از اختلال استرس پس از سانحه رنج می برد. او به خانواده اش در زمینه برنج پدی کمک کند کند ، اما پس از سال ها انزوا و ترجیح عکاسی و تنها قدم زدن با ﺁنها ، با اجتماع بازی می تواند کند.

 

10_جیسی دوگارد

اسارت:18سال و 2ماه

در ۱۰ ژوئن ۱۹۹۱، جیسی دوگارد ۱۱ ساله با یک تفنگ خرد شده بیرون ﺁمد و از یک ایستگاه اتوبوس مدرسه در حالی که ناپدریش و همکلاسی هایش او را تماشا می کردند، به درون ماشینی کشیده شد.
 جستجو بلافاصله ﺁغاز شد، که شامل تمامی دریاچه های تاهو جنوبی می شد، و حتی به لایک های تلویزیونی تحت تعقیب ترین برنامه های ﺁمریکا رسید، اما نتوانست جیسی را به خانه بازگرداند.
فیلیپ و نانسی گریدو، زن و شوهر جیسی را برده بودند و او را به خانه‌شان می‌بردند.سال اول رو کاملا توی یه استودیو توی حیاط پشتی حبس کرده، بهش تجاوز شده، و اونقدر ترسیده که فرار نکنه.
در سالهای بعد, او اجازه داشت که در حیاط پشتی و حتی بیرون خانه با اسیرکنندگان خود برود.جیسی گفته است که در طی این دوره، فیلیپ گاریدو با استفاده از دوقلوها، ادعا می کند که صداهایی را در دیوار می شنود، و یک وبلاگ مذهبی را در مورد کلیسایی که شروع کرده است، راه اندازی می کند.
در سال های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷، فیلیپ گریدو با جیسی صاحب دو دختر شد.بعدها به دوگارد گفته شد که خود را به نام الیسا، دختر گریدوس و خواهر بزرگتر دخترانش معرفی کند.در ۲۵ اوت ۲۰۰۹، فیلیپ گاریدو به دانشگاه ﺁمریکایی برکلی رسید و از او خواست مراسمی را در محوطه دانشگاه برای کلیسا برگزار کند.
پلیس پردیس دانشگاه که متوجه شده بود که او یک متجاوز جنسی محکوم شده است، زمانی که دو دختر با خود ﺁورده بود، به افسر عفو مشروط اطلاع داد. او گفت که دختران او هستند.افسران عفو بین الملل روز بعد جلسه ای را برای گفتگو در مورد این دو دختر ترتیب دادند.
در روز ۲۶ ماه اوت، گریدو به همراه نانسی، جیسی، و دو دختر به دفتر ﺁزادی مشروط ﺁمد.افسر ﺁزادی مشروط گاریدو را از زنان جدا کرد تا با ﺁنها مصاحبه کند.
در نهایت گریدو بود که فاش کرد الیسا در واقع جیسی دوگارد بود.فیلیپ و نانسی گریدو به اتهام ﺁدم ربایی، تجاوز و حبس های کاذب دستگیر شدند و در ۲۸ ﺁوریل ۲۰۱۱ گناهکار شناخته شدند.فیلیپ گریدو به ۴۳۱ سال زندان و همسرش به ۳۶ سال حبس ابد محکوم شدند.
پس از دستگیری فیلیپ و نانسی گریدو، جیسی و دخترانش دوباره به مادرش، تری پروبین و خواهر ناتنی‌اش پیوستند.کالیفرنیا به دلیل چندین فقره شکست از سوی افسران ﺁزادی مشروط گریدو در دوران اسارت جیسی، یک توافق ۲۰ میلیون دلاری به او اعطا کرد.
جیسی در حال حاضر با مادر و دو دخترش در کالیفرنیا زندگی می کند و همه در درمان اتحاد مجدد شرکت می کنند.جیسی در دوران اسارت، کار بسیار خوبی برای ﺁموزش دادن به دخترانش انجام داد و هر دو ﺁنها به طور تمام وقت مدرسه را ﺁغاز کردند.زندگی ربوده‌شده جیسی پس از ﺁزادی در ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۱ به صورت پرفروش‌ترین فروش‌گاه در ﺁمد.

منبع: listverse

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.